تبلیغات
 کوشش - روانشناسی کودک

روانشناسی کودک



یکی از موضوعات مهمی که در حوزه تربیت فرزند مطرح می شود، این است که از چه زمانی می توانیم از بچه ها توقع انجام کاری را داشته باشیم. به عبارت دیگر چه زمانی می توانیم مسئولیت انجام کاری را به عهده فرزندانمان بگذاریم و توقع انجام آن را داشته باشیم. طرح این مسئله به ویژه دردوره ای که والدین بیش از حد به برآوردن نیازهای کودک می پردازند و انجام کار توسط آن ها را تا جای ممکن به تعویق می اندازند، بسیار ضروری به نظر می رسد. زیرا اگر کودک طی سال های رشد و تکامل خود هرگز درنیابد که در چارچوب خانواده وظایف و مسئولیت  هایی برعهده دارد، بدیهی است که در دوران بزرگسالی از زیر بار وظایف و مسئولیت های خود شانه خالی کند.


1.به کودکان خود نشان دهید که آنها زندگی جداگانه ای از شما دارند
برای این کار زمان هایی را به خودتان اختصاص دهید.والدینی که فاقد یک زندگی مجزا از فرزندانشان هستند به آنها می آموزند که دنیا حول محور آنها می چرخد. مهم است که از همان ابتدا، کودک یاد بگیرد که گاهی اوقات مادرش دوست دارد مطالعه کند ودوست ندارد بازی کند.نیاز های فرزندانتان را برآورده سازید.وسپس در حالی که به نیاز های خود می رسید او را ملزم کنید که برخی نیازهایش را خودش برآورده سازد. با ناکامی او همدلی کنید اما مجزا بودن خود را حفظ کنید.
 
2 .شرایط را برای گذر از بازی به مسئولیت فراهم کنید.
لازمه مسئولیت، ترتیب دادن مرحله ی گذراز بازی به مسئولیت است.کودک در ابتدا به عنوان سرگرمی، اسباب بازی هایش را جمع می کند سپس برای کمک به مادر آنها را مرتب می کند، کمی بعد به این علت که بزرگتر ها گفته اند این کار را انجام می دهد وسرانجام چون خود را مسئول جمع کردن اسباب بازی هایش می داند، دست به کار می شود. مهارت والدین ومربیان در آن است که بدانند گذر از بازی به مسئولیت را به نحوی ترتیب دهند که کودکان  براحتی حس مسئولیت داشتن نسبت به خود، خویشان و اطرفیان را تکامل بخشند . در این جهت اولا برای کودک خود بازی هایی در راستای مسئولیت های بعدی او طراحی کنید. ثانیاً با افزایش سن تعادلی بین بازی و مسئولیت کودک ایجاد کنید. در اوایل کودکی بیشتر وقت کودک به بازی کردن صرف می شود ولی به مرورباید شرایطی مهیا شود که کودک زمانی را هم برای کار و چیز هایی که زیاد هم لذت بخش نیستند بگذارند البته تعادل باید حفظ شود و در سن زیر دبستان بیشتر زمان او باید صرف بازی شود .
3 .تفاوت بین سخت است و من نمی توانم
جنبه دیگری از یادگیری پذیرش مسئولیت در قبال وظایف خود، آن است که کودک درک کند که قادر نبودن با راحت نبودن متفاوت است.
کودکان این دو را یکی می دانند بنابراین از چیزی که لذت نمی برند، فکر می کنند که نمی توانند انجام دهند.پس از آنجایی که کار سخت را نمی توانند انجام دهند، نیاز دارند که فرد دیگری انجامش دهد و معمولاً آن فرد دیگر یکی از والدین است. این طرز فکر مانع از یادگیری این مطلب می شود که زندگی و مشکلات او، مسئولیت خود ونه فرد دیگر است. او یا از انجام کار دشوار صرف نظر خواهد کرد چون خیلی برایش سخت است و یا راه های دیگری برای فرار یا انجام ناقص آن پیدا خواهد کرد. باید از سنین پایین تر کودک عادت کند که برخی از کارها لذت بخش نیستند و سختی دارند. آنها باید تشخیص دهند بین کاری که برایشان سختی دارد با کاری که قادر به انجام آن نیستند تفاوت وجود دارد و نباید کار را به صرف اینکه لذت بخش نیست رها کنند. می توان گفت یکی از ضعف های تربیتی اکثر والدین امروزی این است که اجازه نمی دهند کودکشان طعم سختی ها را  بکشد وهمیشه سعی می کنند آنچه را دلخواه کودک است بدون هیچ رنجی در اختیار او گذاشته و او را از تجربه سختی های زندگی برهانند  در حالی که کودک باید با رنج ها وسختی های طبیعی زندگی آشنا شود ودر بیشتر مواقع این سختی ها خِرد ساز و تجربه سازند و موجب افزایش حس ارزشمندی وبا کفایت بودن در کودک می شوند .


تاریخ : یکشنبه 30 آبان 1395 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : ریحانه نوروزی | نظرات

  • paper | بیا اینجا | از قدیم تا کنون